پس از ورود سيمكارتهاي «ايرانسل» به بازار، هرچند شركت ارتباطات سيار سابق (همراه اول كنوني) يا مجري اپراتور اول تلفن همراه، نخست برخي تسهيلات را براي مشتركان خود به وجود آورد، اما اندكي بعد، همّ خود را به جاي بهبود كيفيت، به تبليغات رنگارنگ گذارد و اين پرسش را در اذهان بسياري از كارشناسان پديد آورد كه اين تبليغات گسترده با چه هدفي صورت ميگيرد؟
اين در حالي است كه مسئولان وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات كه «همراه اول» يكي از زيرمجموعههاي آن است، هر روز با استناد به اجراي سياستهاي اصل 44 از خصوصيسازي بخشهاي گوناگون اين وزارتخانه خبر ميدهند.
اما اطلاعات به دست آمده، حاكي از آن است كه اين شركت از آغاز امسال تا كنون و براي تبليغ برند (نام تجاري) جديد خود، رقمي بیش از هفت ميليارد تومان، هزينه تبليغات تلويزيوني و راديويي خود كرده است.
بنا بر آييننامه سازمان پذيرش و پخش آگهيهاي بازرگاني صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران، حدود 14 درصد مبلغ قراردادهاي پخش، به شركت تبليغاتي مشاور پخش تعلق ميگيرد و بماند كه شركت تبليغاتي، هزينه ساخت تبليغ را نيز جداگانه از سفارشدهنده دريافت ميكند.
اما پس از پيگيريهاي فراوان در سازمان پذيرش و پخش آگهيهاي بازرگاني صداوسيما، مشخص شد دو شركت «ت» و «م» سازنده و پخشكننده انحصاري اين تبليغات در تلويزيون و راديو هستند و پس از كنكاشي پيرامون حواشي موضوع، معلوم شد دستاندركار اين پروژه سال گذشته نيز تبليغات شركت ارتباطات سيار را گرفته بود.
با اين وصف، در صورتي كه شركت دولتي «همراه اول»، اين قراردادها را بدون مناقصه به دو شركت تبليغاتي مذكور واگذار كرده باشد، وضعيت يك ميليارد تومان سود خالص براي ساخت و پخش آن، پرسشهاي جدي ايجاد ميكند.
گفتني است، در ماهها و هفتههاي اخير، كيفيت سرويسدهي تلفنهاي همراه، كاهش و ميزان اختلال و قطعي در حين مكالمات، افزايش يافته است.
دو نرخی کردن پیام کوتاه
اقدام وزیر ارتباطات در تغییر تعرفه پیام کوتاه از دو جهت قابل بررسی است. نخست آنکه این وزارتخانه طی ماههای اخیر زیر فشارهای شدید نهادهای نظارتی و افکار عمومی برای کاهش تعرفه بسیاری از سرویسهای خود از جمله پیام کوتاه قرار داشته است و ...... دوم آنکه اقدام برای دو نرخی کردن تعرفه پیامک یک پاسخ دوپهلو به این انتظارها است. سادهاندیشی است اگر تصور کنیم پیام کوتاه، ارزش اقتصادی چندانی برای بحث و اظهار نظر ندارد. این سرویس به ظاهر ساده تا یک سال قبل در حدود 37درصد از درآمدهای شرکت مخابرات را تشکیل ميداد. بر اساس آمارها، روزانه بیش از 45ميليون پیام کوتاه در کشور رد و بدل ميشود که این میزان در طی ماه به 2/1میلیارد پیام ميرسد.
چنین حجم گستردهاي از پیغام که کمترین بار ترافیکی (در مقایسه با سرویسهای
مکالمه و ...) را برای شبکه مخابراتی کشور به همراه دارد، روزانه 600ميليون تومان درآمد به جیب يك شركت دولتي واریز ميکند.
بيسبب نیست که سازمان بازرسی کل کشور طی ماههای اخیر بیشترین فشار را برای کاهش قیمت آن به وزارت ارتباطات وارد کرده و بيجهت نیست که وزیر و همراهانش در شرکت «همراه اول» با استفاده از همه توان خود با کاهش قیمت آن مخالفت کرده بودند.
حال وزارت ارتباطات تصمیم گرفته است که قیمت پیامک فارسی را به 89 ریال کاهش و در مقابل پیامک لاتین را از 142ریال به 222ریال افزایش دهد. چنین تصمیمی ظاهرا برای توسعه زبان فارسی در محیط تلفنهمراه صورت گرفته است. هر چند سیاست کاهش تعرفه پیامک فارسی به جهت تشویق اقدام مناسبی به نظر ميرسد، اما حتی همین موضوع نیز شبهاتی برانگیخته است.
نخست آنکه بسیاری از تلفنهای همراه در دست مردم هم اکنون قادر به پشتیبانی از زبان فارسی نیستند و نميتوان مردم را مجبور به خرید گوشیهايي کرد که زبان فارسی را پشتیبانی ميکنند. از سوی دیگر هماکنون کاراکترهای فارسی در سیستم فعلی دوبرابر محسوب ميشود و به همین ترتیب یک پیام کوتاه 160 کاراکتری فارسی عملا دو پیام کوتاه محسوب شده و بنابراین نه تنها کاهشی در قیمت پیام کوتاه فارسی صورت نگرفته، بلکه قیمت آن افزایش هم پیدا کرده است. حال حتی اگر به این سیاست تشویقی بدبینانه نگاه نکنیم، افزایش قیمت پیام کوتاه لاتین به هیچ وجه توجیهپذیر نیست. اولا پیام (حال به هر زبانی) در حوزه محتوا قرار ميگیرد و نميتوان به دلیل استفاده کاربران از زبان مورد علاقه خود قیمت سرویس را تغییر داد. مثلا در مورد سرویس ارائه نشده MMS نميتوان گفت ارسال عکسها و فایلهایی که فارسی و ایرانی هستند، ارزان تر و عکسها و فایلهای خارجی گران تر است. بنابراین ارائه راهکاری تشویقی ( آن هم با تمام شبهات حاکم بر آن) توجيهي بر گران کردن دیگر سرویسها نیست.
امروزه بسیاری از اپراتورها در سراسر جهان در اولین استفاده هزاران پیام کوتاه رایگان به مشترکان خود هدیه ميدهند. بسیاری از آنها قیمت پیام کوتاه را در ساعات خاصی از روز کاهش ميدهند (کاری که شرکت ایرانسل نیز در ایران تجربه کرده) و عملا پیام کوتاه ارزانترین و حداقلترین سرویسی است که اپراتورها ارائه داده و هیچ بهانهاي را برای کاهش آن و تشویق مردم به استفاده بیشتر از آن از دست نميدهند. به نظر ميرسد همه این مسائل با خصوصی سازی شرکت ارتباطات سیار و ایجاد فضای رقابتی مساوی با دیگر اپراتورها رفع ميشود، شرکتی که تغییر قیمت تعرفه پیام کوتاهش را هیات وزیران تصویب ميکند و وزیر ارتباطات برای اعلام آن جلسه مطبوعاتی ميگذارد.
بااین تفاسیر مسبینیم که دولت هیچ وقت کاری نکذده که به نفع ملت باشه و اگه هم کاری رو تو بوق کرنا کرده ۱۰۰ ها برابرش سود تو جیب گشاد و شکم سیری ناپذیرش رفته
به راستی تا به کی ............
قطعي گاز كه توضيحات و دلايلش از جانب مسوولان ذيربط بيشتر به توجيه ميماند و هيچ تناسبي با محاسبات منطقي و استدلالي ندارد. سوال اينجا است كه چرا سرمايهگذاري زيربنايي و مايه حيات توليد، طي سالهاي سپري شده صورت نگرفته تا امروزه صنايع بيمار و ناتوان ما را زمينگير نكند. ولي متاسفانه هر سال شاهد تكرار اين معضل هستيم و آن طوري كه پيدا است در آينده نيز شاهد قطعي گاز خواهيم بود.
ضمن آنكه در اين شرايط آزاردهنده قطع گاز و فشار بر صنعت و جامعه، دولتمردان تصميم به صادرات گاز به ديگر كشورها و از جمله پاكستان دارند!
آيا زمان آن نرسيده كه پلاس كهنه انديشههاي غبار اندود را بتكانيم و به اين وضعيت اسفبار خاتمه دهيم تا در مقابل چشمهايمان كارخانجات صنعتي ما بهرغم برخورداري از اين همه نعمت خدادادي به دليل قطعي گاز تعطيل نشود؟
به راستي چه كسي بايد پاسخگوي اين مشكلات باشد؟
توليد و صنعت و اقتصاد كشور ما پيوسته و مداوم از زخم رخوت و سستي و معطلي تعطيلات بيحد و حصر و رنگارنگ رسمي و غيررسمي كه آن را تنها حالت ابراز احساسات خود قرار دادهايم و در بروز تمام موضوعات، شادماني، غصه، تعصب، خشم، انزجار، اعتراض، دلسوزي، تكريم، تنفر و ... تنها با اعمال يك يا چند روز تعطيلي ابراز احساسات ميكنيم بيآن كه به عواقبش بينديشيم و در نظر نگيريم به قدري متضرر است كه ديگر پيكره لرزان و سست اين نونهال اقتصاد تازه قد برافراشته تحمل دريافت ضربات و زخمهاي تعطيلات نيزقطعي گاز را ندارد.
قصه زندگي توليدكنندگان در مواجهه با معضلاتي از اين دست به قصه زندگي مرد يخفروشي ميماند كه در جواب كسي كه از او پرسيد فروختي؟ پاسخ داد: نخريدند تمام شد.
امروز هم كارخانجات ما روز به روز مانند همان يخ آب شده و تمام ميشوند، اگرچه درد با گفتن كم نميشود، ولي اظهار دردهاي مشترك، حتي اگر باعث التيام هم نشود طرح آن اذهان را به چالش ميكشد تا كه شايد فرجي حاصل شود كه بالاخره پي ببريم كه ما بايد دردهاي متنوعمان را كجا و پيش كي ببريم؟
برای ما که سودی نداره و نیازی به حساب کردن نداره ...!!!!!
اما برای مسئولای نظام سود از این بهتر که با این کار نظامشون پا برجا میمونه ؟!
و میتونن بازم ....
چرا انرژی هسته ای حق مسلم ماست ؟
این سوالیه که مدت زیادیه فکر من رو به خودش مشغول کرده .... چرا انرژی هسته ای حق مسلم ماست ولی برخورداری از حداقل امکانات رفاهی حق مسلم ما نیست؟
چرا انرژی هسته ای حق مسلم ماست ولی داشتن مسکن مناسب ، شغل آبرومند و دسترسی به دارویی که وجودش برای یه بیمار حیاتی و ضروریه حق مسلم ما نیست؟
به نظر شما آیا برای یه جوون بیکار انرژی هسته ای حق مسلم محسوب میشه یا داشتن یک شغل آبرومند؟ تا اینقدر شرمنده خانوادش نباشه؟
به نظر شما آیا انرژی هسته ای حق اون فردی که به خاطر داشتن یه بیماری مثل "ام اس" باید بسته به پیشرفت بیماریش هر هفته (و یا هر ماه) 200 هزار تومن پول برای واکسنش بده و دولت هم حتی یک ریال هم به اون کمک نمی کنه، هم هست؟ و هیچ کس نیست که بگه چرا این دارو قیمتش 5 برابر شده ! هیچ می دونید چرا ؟ چون به خاطر انرژی هسته ای تحت تحریم واقع شدیم ....
چند روز پیش که داشتم نگاهی به قانون اساسی مینداختم به مطلب جالبی برخورد کردم . در اصل 31 قانون اساسی نوشته شده بود که " داشتن مسکن مناسب با نیاز ،حق هر فرد و خانواده ایرانی است و دولت موظف است که ..." و من با خودم گفتم که چرا از قانون اساسی پیروی نمی کنند اونهایی که دم از اون می زنن و هر روز اصل 44 اون رو در بوق و کرنا می کنن .... ولی از اصل 31 چیزی نمی گن؟ چرا ؟
و من این سوال ها تو ذهنم رژه میرن که گناه اون جوون شرمنده چیه ؟
گناه اون بیماری که به خاطر حق مسلم ما باید 5 برابر بیشتر پول دارو بده چیه؟
و گناه اون بیمار سرطانی چیه که به خاطر تحریم شدن ایران حتی دارویی که براش حکم مرگ و زندگی رو داره گیر نمیاره ؟
آیا به راستی انرژی هسته ای حق مسلم اینها هم هست یا حق این بندگان خدا درد و رنج و سرخوردگی است؟
می دونم که اگه بخوام بنویسم 100 تا از این صفحه ها هم کمه ولی من چکیده کلام رو گفتم وگرنه هزاران سوال و چرای بی جواب دیگه توی ذهنم تلمباره...
بهتره که کمی بیشتر به این موضوع فکر کنیم ....
درباره مسئله هسته ای به نظر من دولت دولت نباید می گذاشت که کار به اینجا برسه که مجبور باشه برای این که تصویب قطعنامه بعدی سازمان ملل رو به تعویق بندازه به هر راهی متوسل بشه ، از جمله مذاکرات بی نتیجه با امریکا و اتحادیه اروپا .
دولت باید راهکاری رو پیش می گرفت که مسئله هسته ای به شورای امنیت نمی رفت و حالا که رفته دولت های غربی 100 % قبول نمی کنند که پرونده برگرده آژانس. چون ایران رو حامی تروریسم می دونن و به هیچ وجه حاضر نخواهند شد که به کشوری که رئیس جمهور اون خواهان نابودی کشوری دیگر از روی نقشه جهانه ، اجازه دستیابی به دانش حساس هسته ای رو بدن.
درباره فلسطین هم بگم که ما نباید نقش دایه ی مهربانتر از مادر رو بازی کنیم وقتی دولت خودگردان خواهان مذاکره با اسرائیله ، وقتی تمام اعراب سعی در صلح با اسرائیل رو دارن ، وقتی سوریه با اسرائیل مذاکره پنهانی داره، ما این وسط چرا داریم خودمونو رو خراب میکنیم!!
من اون روزی رو می بینم که تمام کشورهای عربی، حتی سوریه و لبنان و ... با اسرائیل رابطه برقرار کرده و دست دوستی دادن و فقط ما به خاطر آزادی فلسطینی باید تاوان پس بدیم که وقتی از مردم عادیشون سوال میشه که بزرگترین حامی شما در برابر اسرائیل کیه میگن اعراب!!... و شاید تاوان تصمیمات یه عده که خواهان حفظ منافعشون به هر ترتیب هستن چرا که فقط کار تبلیغاتیشون رو داخل کشور انجام دادن و شاید هم فکر کردن که اگه داخل کشور تبلیغ بر ضد اسرائیل بکنن همه دنیا مثل مردم ما باور میکنن.
برگردیم به بحث تحریم ها...
از اول هم مشکل دولتمردای ما این بود که تحریم رو زیاد جدی نمی گرفنتد و تکیه کلامشون هم این بود که " ما 28 سال تحریم بودیم و اتفاقی نیفتاد "
...ولی حالا که دیدن تحریم ها شوخی بردار نیست و داره دامن خودشونو هم میگیره به تکاپو افتادن تا تصویب اون رو به تعویق بندازن اما حالا دیگه خیلی دیر شده چون با این که دو قطعنامه ی پیشین حرفی از تحریم اقتصادی – به وضوح – نیاورده بود ، اکثر شرکتهای غربی در معامله با ایران تجدید نظر کرده و اغلب شرکتهای ایرانی برای تامین مواد اولیه مورد نیاز خود با مشکل روبرو هستن وای به حال روزی که تحریم های اقتصادی رو اعمال کنن. چون در پیش نویس جدید بر علیه ایران تمام اقتصاد ایران مورد هدف تحریم قرار می گیره ! – اخبار صداوسیما رو هم زیاد جدی نگیرید که فلان شرکت اومده سرمایه گذاری کنه و ... – اون موقع اگه یکی از مسئولای نظام تونست بگه ما 28 سال تحریم بودیم اینم روش!!
در حال حاضر سوال اینجاست که چرا به خاطر ندونم کاری یه عده بقیه باید تاوان اون رو پس بدن ، چون با ادامه این شرایط و تصویب تحریم های جدید وضع مملکت از اینی که هست خیلی بدتر میشه ….
چند روز پیش تو روزنامه خوندم که وزیر رفاه از جایگزینی اصطلاح "خط بقا" به جای "خط فقر" سخن گفته بود...
... و من با خودم فکر میکنم آخه این حرفا چه مشکلی رو از مشکلات اون بیچاره ای که حتی به نون شبش هم محتاجه ، حل میکنه ؟
شاید جناب وزیر فکر کرده با برنامه ریزی!!!های حساب شده ی!! دولت خدمتگزار!! تموم مشکلات قشر آسیب پذیر (به قول خودشون!) حل شده و فقط تنها مشکلی که در حال حاضر هست اینه که ما بگیم خط فقر یا خط بقا !
من که به شخصه معتقدم که جناب وزیر زیاد "راز بقا" نگاه میکنه که به این فکر افتاده که اصطلاحات و کلمات رو با هم جایگزین کنه !
... البته چندی قبل هم وزیر رفاه فرموده بودند که در ایران زیر خط فقر نداریم ، چون بر اساس اعلام بانک جهانی کسی که روزی یک دلار درآمد دارد زیر خط فقر قرار نمی گیرد.
گرچه از این دست آدما ( که کمتر از یه دلار در روز درآمد دارن)هم تو ایران فراوونن ، ولی شما فکرش رو بکنید با روزی یه دلار یا همون 930 تومن خودمون ، تو ایرون چیکار میشه کرد؟
حتما میگید که 5 تا بربری میگیرید با یه پنیر کوچیک، یا دوتا چیپس + دوتا پفک ، یا 3 تا سنگک و یه آدامس شیک و یا ...
در هر صورت صحبت اگه از یه کاردان نباشه از حرفاش معلوم میشه، آخه کسی نیست به این آقا بگه که اگه تو دنیا این استاندارد رو تعریف میکنن یه دلاره نه 930 تومن ما ! ارزش پول ما خیلی خیلی پایینه ، یعنی هنوز این چیزا رو نمی دونن یا ...
خداییش با این قدر پول اصلا میشه فکر زندگی رو هم کرد؟
اصلا بقائی میمونه تا خطی داشته باشه؟
اصلا چه فرقی میکنه که خطه چی باشه ؟
مهم اینه که زیر خط فقر تو ایران زیاد داریم و اینا نمی خوان قبول کنن!
اخیرا احمدی نژاد به کشورهای غربی هشدار داده که قطنامه جدیدی بر ضد فعالیتهای هسته ای ایران صادر نکنند و با اصطلاح جالب " با دم شیر بازی نکنید " به غربی ها عنوان کرد که از مواضع هسته ای خود کنار نمی آید که حتما مراد از شیر هم ایرانه !!
چند روز پیش هم احمدی نژاد در سخنرانی جنجالی گفته بود که شمارش معکوس برای محو اسرائیل آعاز شده ، و اسرائبل را تهدید کرده بود که در صورتی که فکر تجاوز دوباره به جنوب لبنان را داشته باشد پاسخ سختی را دریافت خواهد کرد.
حال این سوال مطرح می شود که مقاطع حساسی که در آن هستیم و به نشست بعدی شورای امنیت نزدیک می شویم این حرفها به چه منظوری زده می شود؟ چرا که این صحبت ها فقط می تواند مسیر پرونده کشورمان را در شورای امنیت سازمان ملل تحت الشعاع قرار دهد.
آیا به نظر شما این حرفها نمی تواند باعث اعمال تحریم های سنگینتری بر ضد ایران شود ؟
آیا با این حرفها کشورهای غربی می پذیرند که کشوری که رئیس جمهور آن با صراحت تمام خواهان محو شدن کشوری دیگر از روی زمین است به انرژی هسته ای دست یابد؟